|
خداوندا ؛ تو راه سبز ايمان را نشانم ده. تو ذكرت را عطايم كن كه با يادت دلم آرامشی گیرد
|
|
|
|
||||
|
- پسري ما روز به روز بزرگتر ميشه و شيرين تر!! (مامانش نگه كي بگه؟؟) - پسري ما دوست داره روي پايهاي خودش بياسته. اين مي تونه براي آينده خوب باشه اما براي حالش به كمرش فشار نمي آره؟؟ - تا كم مياره دوتا دستاشو مي خوره. اين يعني اوج شادي و در عين حال قهر كه با من كسي بازي نمي كنه!! - به همه حتي غريبه ها وقتي كه باهاش حرف مي زنن مي خنده آرزوم اينه كه هميشه اينجور بمونه. بچه هايي رو كه با غريبه ها رابطه خوبي ندارن دوست ندارم! - از وقتي كه پسري شير منو نمي خوره. (فقط توي خواب مي خوره) با اينكه شير كمكي خوبي (به گفته دكترش و دوستان) بهش مي دم اما عذاب وجدان داره مي كشه منو. هركي كه بهم مي رسه اولين سوالش اينه : شير خودتو بهش مي دي؟؟ دلم مي خواد بميرم وقتي اين حرف رو مي شنوم. - فيش حجمون داره باطل مي شه. اما نه من و نه همسري دلمون نمي خواد تنها بريم و پسري رو جا بذاريم. بردنش هم توي گرماي اونجا بي رحميه. دعا كنيد راه حل بهتري پيدا كنيم. - خوش به حال ما به خاطر انتخاب شدنمون از طرف اين پسر. چي بهتر از اين؟؟ - پارسال اين ماه چه حالي داشتم. امسال چه حال!!! خدايا ممنون. - براي يه بيمار دعا كنيد. خيلي. خدا كمكش كنه اميدش نااميد نشه.
|
|||||
|
|||||