|
خداوندا ؛ تو راه سبز ايمان را نشانم ده. تو ذكرت را عطايم كن كه با يادت دلم آرامشی گیرد
|
|
|
|
||||
|
- مسافرای ما از سفر برگشتن. - هفته گذشته بدجوری سرما خوردم. فکرشو کن حالت تهوع داشته باشی... تب داشته باشی ....اونوخت گلوت از زور چرک باز نشه.... یکی هم توی دلت لباس بشوره و کفشو بده بیرون.... پاهات هم توی وان آب سرد باشه..... از همه بدتر نتونی دارو بخوری ..... صدات هم شبیه غاز بشه..... کولر هم خاموش کنن!!!! بهتر از این نمی تونستم اوضاع رو تشریح کنم. رفتم دکتر می گه خانم من با شما چی کار کنم آخه!!! کی چله تابستون سرما می خوره تازه باردار هم باشه... - امروز تولدمه یه جورایی فکر می کنم که دیگه بزرگ شدم!!! - خبردار شدم که روشنک جون نی نی دار شده. مبارکه. - دوباره خبر دار شدم که نی نی گل لیلا جون تنهاش گذاشته. متاسفم. - هفته دیگه تعطیلات ما شروع می شه! - یواش یواش محل کارم دارن می فهمن که من توی دلم نی نی دارم. - با اینکه حوصله خرید ندارم اما به همسری می گم کی بریم برای نی نی تو دلی خرید کنیم. میگه حالا خوبه اون همه لباس براش سوغاتی آوردن. خیالمون راحته اگه زودتر بیاد لخت نمی مونه. آخه توی این چند وقته هرکی رفته مسافرت برای نی نی لباس آورده و چیزی به من و همسری نرسیده!! اونم با ناراحتی می گه ما دیگه بوق شدیم رفت!! هیچکی ما رو تحویل نمی گیره. - دکترم این ماه رفته مسافرت. توی این ماه چند تا آزمایش مهم برام نوشته و دکتر دیگه ای رو معرفی کرده که ببرم پیشش و نشون بدم و چکاب ماهیانه رو انجام بدم. اما با اینکه جواب آزمایشها رو گرفتم اما بازم دلم راضی نشده برم پیش یه دکتر دیگه. (البته آزمایش ها رو نشون خاله ام دادم گفته مشکلی نیست) حالا نمی دونم چه جوری می خوام دل ازش بکنم برم پیش یه دکتر دیگه برای زایمان! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
- امروز مسافرامون از سفر حج بر می گردن. ما هم می ریم دنبالشون و می بریمشون شهرشون! - امروز جواب آزمایشی که دو هفته بود منتظرش بودم رو خواهرم برام گرفت. به پزشک آزمایشگاه نشون داده گفته چیزی نیست و بچه سالمه. وقت نمی کنم برم نشون دکتر خودم بدم. تا هفته دیگه... - امروز از صبح طبق معمول حالم بده. شدیدا معدم درد می کنه. می شه گفت توی این چند وقته یه شیشه شربت معده رو تموم کردم. البته با قرصهای جویدنی معده!!
- به طور غیر قابل کنترل بزاقم زیاد شده. طوری که اصلا نمی شه جمعش کرد. این از عوارضه بارداریه! شما راهکاری دارید. آیا؟
- این نی نی تو دلی ما خیلی تمیزه. از اون بچه تمیزاس. شاید هم وسواس داره. آخه مدام توی دل ما رخت می شوره و چون با پودر دستی کار می کنه. ته حلق ما همیشه کف داره. (ببخشید حالتون بد نشه ها). این هم از عوارضه بارداریه! - همسری هم معدش درد می کنه!! - زندگی جریان داره. این تو دلی ما هم جزئی از زندگیه ما شده. آخی. هنوز نتونستم با نی نی تودلی ارتباط برقرار کنم. حیف!! - مطالب هولاکُویی رو دارم می شنوم و از روش نت بر می دارم. مطالب جالبی رو گوشزد کرده. فعلاً تولد تا 3 سالگی هستم. اما فقط عنوان گفته راهکار کاربردی رو ذکر نکرده!! - خبردار شدم که ققنوس جان مامان شد. تبریک می گم عزیزم. چشمت روشن. - همسری می دونم که اینجا رو نمی خونی. اما بدون که شرمنده مرامتیم. همیشه!
- همه به من می گن مامان کوچولو. چرا؟!
|
|||||
|
|||||