|
خداوندا ؛ تو راه سبز ايمان را نشانم ده. تو ذكرت را عطايم كن كه با يادت دلم آرامشی گیرد
|
|
|
|
||||
|
مشهد جاتون خالی بود. تمامتون رو دعا کردم (اگه قابل باشم). رتبه پسر داداشیم سه رقمی شده. یه مهندس به مهندس های فامیلمون اضافه شد. گوبولی: یعنی می شه ما هم یه روز بچمون دانشگاه قبول بشه؟ همسری:تو حالا بذار بیاد. گوبولی: خوب حالا اسمشو چی بذاریم. همسری: اسم چی رو؟ گوبولی: نی نی مونو دیگه. همسری: گوبولی: حالا، ما که خونمون جای وسیله بچه نداریم. تختشو کجا بذاریم؟ همسری: گوبولی: چرا نگاه می کنی؟ همسری: گوبولی منو کشتی. پی نوشت (1): رئیس من داره می ره ماموریت تا دو هفته. خودشم پولشو داد ) |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چهارشنبه 27/4/1386 وقتی رفتم خونه دیدم که همسری برگشته...... پنجشنبه و جمعه هم که سرمون به عروسی گرم بود و در جوار همسری. همسری رو با خودمون می بریم مشهد و بدین ترتیب ماه عسل ما آغاز می شود. سوغاتی هم فقط خوراکی دریافت کردیدم و البته با چند عدد خمیر دندون کوچولو . همسری میگه دیدم تو از چیزای کوچیک خوشت میاد منم اینارو از هتل آوردم. تازه خودم سه روز مسواک نزدم تا اینها پس انداز شد برای گوبولیم. (همسری همیشه به من می گه "گوبولی". برای همین اسم وبم رو گذاشتم گوبولی!) چشموتون روز بد نبینه همسری انگار از توی گالن قیر آوردن بیرون. شنبه روز پدره ممکنه من نتونم اینجا بنویسم. نه حتماً نمی تونم بنویسم چون مشهدم دیگه. بابای خوبم که دلم برات به اندازه تمام دنیا تنگ شده. تو که خدا اونقدر دوستت داشت که پاک و ساده رفتی پیشش، برای من و خواهرهام و برادرم دعا کن. دعا کن که به آرزوهامون برسیم. بابایی مهربونم که محبتت رو توی قلبم با هیچ آدم دیگه ای تقسیم نمی کنم، آرزو می کنم همیشه با حضرت علی (ع) همنشین باشی. آمین. بابای همسری روز شما رو مبارک باشه. مهربونی هاتون یه جای دیگه تو دلمون باز کرده؛ همیشه دوستتون داریم. قند عسل، کشمش من، گردوی من، پسته من (آجیل من)، تپلی من، روز شما هم مبارک باشه.
پی نوشت (1): هر وقت حرف "نی نی دار شدن" میاد می ترسم. اضطراب پیدا می کنم.
پی نوشت (2): آخی چقدر دلم برای مداد رنگی های دوران دبستان تنگ شده. چرا؟ نمی دونم.
پی نوشت (3): آخ جون توی مشهد تا جون دارم گریه می کنم. کسی هم بهم گیر نمیده. (همسری خیلی ناراحت میشه وقتی من گریه می کنم. برای همینم همیشه یه بغضی توی دلم دارم که توی این روزها که روز پدره و به سالگرد فوت بابا داریم نزدیک می شیم، داره روی دلم سنگینی می کنه.) |
|||||
|
|||||